الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
206
الغدير ( فارسي )
« به مادر بكر درود فرست و خوش آمد بگوى آيا پس از بستگان تو من با تندرستى خواهم ماند ؟ » تا پايان سروده ها اين رويداد به گوش برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى - رسيد ، برخاست و چنان خشمگين بود كه دامن جامه اش بر زمين كشيده مىشد ، بر وى درآمد عمر كه با ابو بكر بود او را ديدار كرد و چون ديد رخسارش برافروخته است گفت : از خشم برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى - به خدا پناه مىبرم و به خدا سوگند كه ديگر هرگز بويش نيز به بينى ما نخواهد خورد « و او نخستين كسى بود كه نوشيدن مىرا بر خويش ناروا شناخت . حكيم ترمذى نيز در « نوادر الاصول بنيادهاى كمياب » ص 66 آن را آورده و سپس گفته : « اين از گزارشهائى است كه دلها آنها را نمىپسندد » كه گويا حكيم ديده است اين داستان زبانزد همگان است ولى دلها آن را پسنديده نمىدارد . و هم ابن حجر در « الاصابه راست آورى » ج 4 ص 22 آن را ياد كرده و گفته : نفطويه بر همين گزارش انگشت نهاده و گفته پيش از آن كه باده گسارى ناروا شناخته شود بوبكر مىنوشيد و در سوك كسانى از بتپرستان كه در جنگ بدر كشته شدند سخنسرائى كرد . داستان ابو القموص را طبرى در ج 2 از تفسير خود - ص 203 و در يك چاپ هم ص 211 - آورده و از زبان كه ؟ ابن بشار ( 1 ) و او از عبد الوهاب ( 2 ) و او از عوف ( 3 ) و او از ابو القموص زيد پسر على ( 4 ) كه گفت : خداى بزرگ و گرامى سه بار ،
--> ( 1 ) ن - حافظ ابوبكر محمد پسر بشار عبدى بصرى ( 2 ) ن - پسر عبد المجيد بصرى ( 3 ) ن - پسر ابى جميلهء عبدى بصرى كه اينان - هر سه تن - از مردانى هستند كه نگارندگان « شش صحيح » گزارشهايشان را پشتوانهء دستورهاى آئين مىشناسند . ( 4 ) ن - چنانچه در « تهذيب التهذيب » آمده به گزارش او هم پشت گرم بايد بود